در ذهن نیافرنمت میمیرم
از شاخه اگر نچینمت میمیرم
ای عادت چشمهای بی حوصله ام
یک روز اگر نبینمت میمیرم
آخرین عشق چه زیباست
آخرین عشق چه تنهاست
کاشکی باز اون روزای خوب
بر می گشتن پیشه من باز
کاشکی باز دوست دارم ها
می شکفتن روی لبهات
آخرین بار آخرین حرف
زیر رگباره بارون و برف
سالهاست که تو را ندیده ام
سالهاست که مرا ندیده ای
شاید این تنها وجه اشتراکه ما باشد
تورا هیچ وقت نمی دیدم
عمره عشقه اخره من
عمره تبسم روی برگ
دو سه روزه آخره عمر
عشقه تو در وجودم
سرنوشت ما را جدا کرد
تا ابد آواره بودم
پ.ن1:
ای دریغا شد امیدم نا امید. بی برادر گشتم و پشتم خمید. محرم ماه اشک و آه و عزا رسید
ماه پرپر شدن حســــــــــــــــــــــــــــــــــــین (ع) رسید. شهادت سومین اختر تابناک امامت و ولایت امام حســـــــــــــــــــــــــــــــــــین(ع) را به تمام شیعان اهل بیت تسلیت میگم.
یه مادر بزرگه مهربون در بستر بیماریه بیاین توی این ماهه عزیز برای مادر بزرگه مینوی عزیز دعا کنیم تا بهبود کامل به دست بیاره و مینوی عزیزم دیگه ناراحت نباشه.
خبره فوری: بچه ها واسه ی بابا بزرگه صبا هم دعا کنین بیمارستانه
پ.ن2:
خیلی دلم گرفته بود و خواستم که با هاتو.ن درد و دل کنم اما تا خواستم چیزی بگم زبانم ساکت شد شاید زبانم نمی خواد کسی رازم و بدونه یادم به حرفه حضرت محمد (ص) افتاد که فرموده" اگز رازت رو کسی ندونه زودتر بر آورده میشه" پس منم نمی گم تا که زوده زوده زود آرزوم بر آورده بشه
پ.ن3:
و در آخره این پست این که اون شعری که من در اوایله پست های قبلیم می نوشتم (در ذهن نیافرینمت میمیرم...) که واسم بی نهایت ارزش داشت و به خاطر همون دادم به آرامه عزیز و واسم کارت پوستال کردش و همیشه همراهمه رو میگما دیگه نمی خوام اوله پستام بذارمش شاید می خوام مثه بقیه ی خاطراتم به دسته فراموشی بسپرمش اما نه آخه مگه میشه که فراموشش کنم پس فقط بهش فکر نمی کنم همین. چقدر تو این پست حرف زدم (دو نقطه دی)
پ.ن۴:
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()