تبليغاتX
شعر یک لحظه است
دوستت دارم ها

بگو یارب. بگو یارب چه بد گفتم چه بد کردم
که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم
مرا یارب نمی خواهی گناه از تو اگر نفرین به این دنیای بد کردم
به حرفم گوش کن به دردم گوش کن یارب اگر بیهوده می گویم مرا خاموش کن یارب
بگو یارب چه بد گفتم چه بد کردم
که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم
به جز عشقی که درش را به من دادی به من یارب چه بخشیدی که رد کردم
فقط در عاشقی یارب مدد گفتم شدم عاشق تمنای مدد کردم
به حرفم گوش کن به دردم گوش کن یارب اگر بیهوده می گویم مرا خاموش کن یارب
شب مستی اگر یک توبه بشکستم سحر تکرار توبه صد به صد کردمبه سیلابم کشاندی زیرو بم دیدم تحمل در عذاب جزر و مد کردم
برایم آتش دوزخ فرستادی برایت لاله ها را در سبد کردم
به حرفم گوش کن به دردم گوش کن یارب اگر بیهوده می گویم مرا خاموش کن یارب
نشانم ده اگر یک مور را آزردم اگر یک دانه گندم را لگد کردم
مرا یارب نمی خواهی گناه از تو اگر نفرین به این دنیای بد کردم
به حرفم گوش کن به دردم گوش کن یارب اگر بیهوده می گویم مرا خاموش کن یارب



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1386/04/27ساعت 0:19 AM توسط ..::شیلا::..

document.onmousedown=noRightClick