تو نمی فهمی آن روح مرا
چه بگویمبه تو ای رفته زدست شدم زمستی چشمان تو مست شده ام
سنگ پرست
مرگ بر آن که دلش را به دلسنگ تو بست
تو نمی فهمیدی مرا